۱۳۹۳ آبان ۱, پنجشنبه

دروغ

« با دروغ می تونی دنیاتو پیش ببری اما نمی تونی برگردی»
این را در دفتر کسی خواندم که بین دروغهایش گم اش کردم.

شهرزاد حقایق- اول ابان93

۱۳۹۳ مهر ۲۵, جمعه

مرده ی من

گفتی : من آدمها را در شعرم می کشم
نگفتم: من مرده ها را در شعرم زنده می کنم
حالا باید خوشحال باشم که در شعرت نیستم ؟و تو که همه شعرهایم هستی...........!!؟

شهرزاد حقایق - 25 مهر93

۱۳۹۳ مهر ۱۸, جمعه

سرمای نگاهت



چه تابستانی در نگاهت بود هر چه کمتر حرف می زدی.
دیروز هوا سردتر بود از پاییز . چقدر حرف زدی . هر چه بیشتر لباس پوشیدم پاییز  با تحکم بیشتری رفتن گرما را یادآوری می کرد.
چه سرمایی دارد نگاهت...................
خاطره مرداد سردترم می کند!

شهرزاد حقایق – 17 مهر 93

۱۳۹۳ مهر ۱۵, سه‌شنبه

قلمت



این که از من گرفته ای چیز ساده ای ست: قلمت را که عاریه داده بودی.
دیگر  نوشته نمی شود. اتفاق بزرگی نیست. چند خطی به اشاره ی تو بود. که خودم  با عجله باید تمامش می کردم.
حالا به جای نوشتن حرفهایی می آیند و می روند. بازی عوض شده. دارد زیر پایمان سست می شودیا عمیق؟!!
شاید اصلا نه زمان اشتباه بود نه ما. شاید اشتباه  نکرده ی ما تنها نقطه قوت مان بود.
بگذریم. داری می گذری؟......... دلم به حدس نمی رود ......
شهرزاد حقایق- 15 مهر 93